منوچهر اميرى

46

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

و او بزرگتر باشد به مقدار و اين صنف هم فربه‌وش باشد و صنف چهارم آن است كه جرم او خشك باشد و باريك و نزاروش و او را به چنين تعريف كنند ( ترجمهء صيدنه ، ب 131 ) . در هداية المتعلمين به اسامى هليله ، هليلهء زرد ، هليلهء سياه ، هليلهء كابلى ، هليلهء سياه كابلى فراوان برميخوريم ( ر ك : هدايه ، فهرست داروها ) . اهليلج معرب هليلهء فارسى است و به هندى هروهره نامند . ثمرهء درخت هندى است . درخت آن عظيم و برگ آن باريك و طولانى و ثمر آن خوشه‌دار و گفته‌اند كه آن انواع است ( مخزن ) . هليلج يقال له بلغة الهند هاوسر ( ؟ ) و هو الفرفج ( شرح اسماء ، م 112 ) . اهليلج يا هليله معرب هليلهء فارسى كه آن نيز مأخوذ است از كلمهء سانسكريت هريتاكى Harit ki در هندوستانى هرا harra يا هريا harya خوانده مىشود . هنديان بار اين درخت را كه در برمه و هندوستان به عمل مىآيد مىچيدند و براى مصارف طبى از راه افغانستان به ايران حمل مىكردند و وجه تسميهء هليلهء كابلى از اينجاست . هليله را از ايران به ديگر كشور هاى اسلامى مىبردند ( مايرهوف ، ب 112 ) . هليله سه نوع دارد : سياه و زرد و كابلى . در حال حاضر دو نوع ممتاز آن در بازارهاى مشرق زمين يافته مىشود يكى ميوه يا جوزهاى فارس آن كه پس از خشك شدن سياه مىگردد و هليلهء سياه خوانده مىشود و ديگرى ميوه يا جوزهاى رسيده آن كه درشت‌تر و رنگش زرد است و هليلهء زرد يا هليلهء كابلى است ( دكتر پارسا ، دفتر 4 ، ص 120 ) . ايرسا ( ر ك : سوسن ) .